سوید بن غفله گوید: هنگامى که حضرت فاطمه علیهاالسلام بیمار شد، به همان بیمارى که در اثر آن از دنیا رفت، زنان مهاجرین و انصار به عیادت ایشان آمده و گفتند: اى دختر پیامبر خدا با این بیمارى حالت چطور است؟ اگر او در محل خلافت مىنشست هرگز ثروت دنیوى براى خود قرار نمىداد، و از آن بهره فراوانى برنمىداشت، جز به اندازه فرونشاندن تشنگى و رفع گرسنگى، و به ایشان مىشناساند تا بین زاهد و دنیاپرست، و راستگو و دروغگو تشخیص دهند. و اگر ملّتها ایمان آورده و تقوى پیشه کنند برکات آسمان و زمین را بر آنان فرومىریختیم، ولکن آیات الهى را تکذیب کردند و از اینرو آنان را در برابر آنچه انجام دادند گرفتار ساختیم، و کسانى که از این گروه ستم نمودند نتایج زشتى کارشان بزودى دامنگیرشان شده و هرگز بر ما غالب و پیروز نخواهند شد. بجان خودم سوگند، نطفه این فساد بسته شد، در انتظار باشید تا این مرض فساد در پیکر جامعه منتشر شود، آنگاه از پستان شیر خون تازه و زهرى هلاککننده بدوشید، در اینجاست که رهپیمایان راه باطل زیانکار شده، و آیندگان عاقبت اعمال گذشتگان را مىیابند، آنگاه جانتان با دنیایتان، و قلبتان با فتنهها آرام مىگیرد، و بشارت باد شما را به شمشیرهاى کشیده و حمله متجاوز ستمکار، و به هرج و مرج عمومى و استبداد زورگویان، که حقوقتان را اندک داده و اجتماع شما را بوسیله شمشیرهایش درو خواهد کرد، پس حسرت بر شما باد که کارتان به کجا مىرسد، آیا من مىتوانم شما را به کارى وادارم که از آن روى گردانید. |
هر سال در این روزها ، دل حال و هوای جنوب را به خود می گیرد؛
خصوصا اگر که جوری دیگری عجین شده باشی،
خصوصا اگر که ایام، ایام شهادت سردار خیبر باشد.
و به یاد شبهایی که گذشت،
و نه فقط در دوکوهه
و نه فقط در شلمچه
و نه فقط در طلائیه
که فقط در کنار قبر تو و فقط با یاد تو ...
حاجی تولدت مبارک ...

و بهترین هدیهای که میتوانستم بگیرم از امامی رئوف که چند سالی افتخار نوکریش را داشتهام آن هم در شب میلادش تنها همین بود، و بهتر از این نمی شد!! آقا ممنونتم.
و چه ارمغانی ارزشمندتر از دیدار نائب ولی عصرم آن هم از نزدیک؛
و اقتدا کردن نماز واجب به امام جماعتی مقتدایم در جماعتی 50-40 نفری؛
و شنیدن صدای خوش لحن و آوای زیبای اذان و اقامه از حنجره ولیم ؛
و باز پندهای پدرانه و حکیمانه امامم و توصیههای اختصاصی ایشان به درس خواندن، تهذیب نفس و بصیرت سیاسی.
پ.ن:
- اسعد الله یا بقیه الله .
- سوال شد : چرا نام این شهر سامراست؟ / جواب دادند : « سُــر ِ مَــن رَ ءا»ست، یعنی هر کس با دیدن این شهر مسرور میشود!.
-چگونه شکرش را بجای آرم؟ "و لله الحمد".
- و چه خاطرهها بر ما شد.
من چه کنم که وزیر جنگ مان دلش پرکشیده است برای یک مسافرت، اونم از نوع خارجیش!؛
اما وزیر امور خارجی هم اینقدر مسافرت نمیرود؟!
اگر تا چند وقت پیش تحریم بودیم؛ من چه کنم که کنون با من هست میلش؟! و در جام ما مِی میریزد.
اگر که دعوت کردهای، خودت هم ما را از بلایا، حرفها و ... محفوظ دار!
بعد از مدت بیست روز،
دیدن عزیزی در بدو ورود، تنها چیزی است که خستگی راه و سفر را از دوشت بر میدارد؛
و من برای داشتن چنین موهبتی شاکرم.
بعد از این مدت شنیدن صدای اذان از مأذنه آرامش خاصی داد به من که تا به حال چنین درکش نکرده بودم.
همت
ممنونم آقای سُــر ِ مَــن رَ ءا
وزیر جنگ، وزیر امور خارجه
صدای اذان
هواشناسی؛ غصه ، دق
کریم، کرم؛ حریم حسن
شاید مرا دور انداخته ای ...؟!
دوری دلدار
و اما نُهِ دهِ هشتاد و هشت
سیب ِ سرخ ِ خوشبو
پهپاد
این روزها
دوستی به وسعت ایران
مرام طلبگی
[همه عناوین(149)][عناوین آرشیوشده]